السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
906
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
مىلرزد . لرزش عرش عبارت است از واقعشدن امرى عظيم و بلايى بسيار سخت ، چون در آن رضايتى است بر آنچه نارضايتى و خشم خداوند در آن است ، بلكه ممكن است كه كفر باشد ، چون مىتواند منتهى شود به حلال كردن آنچه خداوند متعال حرام فرموده است و اين درد بىدرمان امروزى بيشتر دانشمندان و شاعران و قاريان و تظاهركنندگان به نيكى است . و اگر اين حُكم كسى باشد كه ستايش فاسق را كند ، پس چه رسد به كسى كه ستايش ستمگر را نمايد و به او اعتماد كند در حالى كه خداوند متعال فرموده است : « و لا تركنوا إلى الّذينَ ظلموا فتمسّكم النّار » « 1 » . كشّاف : نهى ناظر است به فرو افتادن در اميال ستمگران و اميد بستن به آنها و مصاحبت و همنشينى و رفتن به ديدارشان و تملّق آنان و پسنديدن اعمالشان و خود را شبيه آنان كردن و چون آنان لباس پوشيدن و چشم دوختن به زيبايىهايشان و يادكردن آنان به گونهاى كه بزرگداشت آنان باشد و هنگامى كه زهرى با پادشاهان رفت و آمد كرد . . . » « 2 » و ملّاعلى قارى در « المرقاة » در شرح حديث ذكرشده عبارت طيبى را نقل كرده است . « 3 » وازكتاب « شرحالإحياء » برمىآيد كه آن نامه طولانىترازآنى استكه نقل كردهاند ونويسندهاش « ابوحازم الأعرج » « 4 » است . پس به جهتى متنكاملآننامه را نياوردهاند ، ونام نويسنده راذكر نكردهاند واينك آنچه زبيدى پس از شرح متن پيشين آورده است ، را از كتاب « حليةالاولياء » به جهت فايدههاى فراوانش نقل مىكنيم :
--> ( 1 ) . هود / 113 . ( 2 ) . الكشاف نوشتهى طيّبى ، دستنويس است . ( 3 ) . المرقاة فى شرح المشكاة 4 / 640 . ( 4 ) . اين بر اساس چيزى است كه در كتابهاى اين قوم آمده است ، ليكن صحيح آن است كه نويسندهى آننامه حضرت امام سجاد ، علىبنالحسين عليهما السلام مىباشند آنگونه كه در كتاب « تحفالعقول عن آل الرسول » آمده است . امّا در متنى كه در كتابهاى اين قوم آمده ، افزودههايى بر متن موجود در آن كتاب وجود دارد . پس به علّتى نام نويسنده را مخفى داشتند يا آن را به ديگرى نسبت داده و بر آن افزودهاند !